خرید بازی استرتژیک انتقال تیم کشتی نفت تهران با کدام هدف ؟

زمانی قطب اصلی کشتی ایران در تهران بود، اما امروز می بینیم حتی تیمی از تهران در لیگ کشتی وجود ندارد.کناره گیری نفت کشتی را با یک چالش بزرگ مواجهه کرده است.عملکرد توام با آزمون و خطا،خوش استقبالی و بدبدرقه گری،نارضایتی قاطبه پیشکسوتان، بروز حاشیه های متوالی،تصمیم گیری های پراشتباه و غیرکارشناسی،درگیری پنهان و آشکار و جنگ قدرت از جمله مواردی است که مدت ها در ورزش نفت جریان دارد.به نظر می رسد که مسئولین وزارت نفت نیز آنچنان درگیر مسائل کلان مدیریتی هستند که در چند ماه مانده به پایان عمر دولت خیلی علاقه ندارند بر معضلات مدیریتی ورزش نفت نظارت کنند و حتی نهادهای نظارتی مانند بازرسی و حراست وزارت نفت نیز هرگز ورود جدی به حوزه ورزش وزارت نفت نداشته اند.به ورزش در وزارت نفت همانند یک بچه سرراهی نگاه می شود که احساس مسئولیتی در قبال آن حس نمی شود.در این میان روشن نیست تکلیف آینده ورزش در وزارت نفت با این سوء مدیریت چه خواهد شد.قرائن و شواهد موجود  از این حقیقت پرده برمی دارد که تداوم  راه ورزش وزارت نفت با این شکل  و شمایل فعلی و مدیریت کنونی  راه به جایی نخواهد برد. تعلل در بهبود  وضعیت کنونی و کوتاهی در حق خانواده  بزرگ ورزش نفت گناهی نابخشودنی  است که پیامدهای ناگوار آن جبران  ناپذیر خواهد بود.وزیر محترم نفت و مسئولین ارشد وزارت نفت اگر دیر بجنبند نخواهند توانست پاسخگوی حجم کاستی هایی که از سوء مدیریت مدیران ورزشی نفت به پیکره ورزش نفت وارد می شود باشند.متاسفانه در اکثر مدیریت های ورزشی اشخاصی گمارده می شوند که هیچ سابقه و تجربه ایی  در ورزش ندارند و تنها افتخارشان  این است که در نوجوانی با بچه  محله های خود فوتبال بازی می کرده اند.نمونه بارز این نوع از مدیران ورزشی را در ورزش نفت می توان دید  جایی که با حضور 80 قهرمان تحصیلکرده در حوزه ورزش و توانا در عرصه مدیریتی،مدیر کل ورزش وزارت نفت بدون هیچ سابقه ورزشی با اتخاذ تصمیمات اشتباه از جمله انتقال تیم کشتی نفت تهران به گاز مازندران ورزش نفت را به قهقهرا می برد.تجربه مشابه در فوتبال نشان داده که انتقال تیم های ریشه دار به شهرستان همواره با ناکامی این تیم ها توام بوده است. به قول معروف آزموده را آزمودن خطاست.نتیجه این تصمیم را در دیدار هفته اول مسابقات لیگ برتر می توان دید که در آن تیم گاز مازندران در یک دیدار یک طرفه با نتیجه 5 بر 2 به تیم فولاد ماهان باخت و این باخت ها قطعاً استمرار خواهد داشت.چرا مسئولان ورزش وزارت  نفت با انتقال تیم فوتبال به اراک مقاومت کرده اند اما براحتی تیم کشتی را به مازندران منتقل کردند؟براستی مسئولان ورزش نفت چرا حاضرند برای تیم فوتبال هزینه هایی میلیاردی انجام دهند اما برای تیم کشتی که با هزینه چند صد میلیونی هم اداره می شود،برنامه ایی ندارند؟ آیا مسئولان ورزش نفت منافع شخصی در فوتبال را به منافع ملی در کشتی ارجح می دانند؟ آیا غرض ورزی های و تصویه حساب های شخصی با فدراسیون دلیل این انتقال است؟