خرید بازی استرتژیک رنجي كه از فرافكني مي‌بريم

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:مجادلات چند روز اخير ميان برخي مديران اقتصادي دولتي و نيمه دولتي در مورد علل و ريشه‌هاي گراني‌هاي چند ماهه امسال، ابعاد جديدتري را از شيوه و رويكرد مديريتي دولت و نوع و عمق تجزيه و تحليلي كه از مسائل مختلف در دولت صورت مي‌گيرد، نمايان ساخت. وزير صنعت، معدن و تجارت، آغازگر اين دور از مجادلات بود. مهدي غضنفري در گفتگويي صريح، ضمن تأييد عملكردهاي خود و وزارتخانه متبوعش تقصير و گناه گراني‌هاي چند ماهه اخير را به گردن همه كس انداخت جز دستگاه‌هاي مرتبط با وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت!نگاهي محتوايي‌تر به سخنان اين وزير، نكات جالب و در عين حال تأسف برانگيزي را از آنچه در ذهن و عمل مديران دولت مي‌گذرد، نمايان مي‌سازد، مواردي كه نمونه‌هاي شبيه به آن را در رفتار ساير مديران دولت حتي رئيس قوه مجريه هم مي‌توان سراغ گرفت. وزير صنعت، معدن و تجارت به عنوان عضوي از دولت كه قاعدتاً بايد در چارچوب راهبرد كلان قوه مجريه و همگام با ساير وزراي دولتي در مسير تعيين شده گام بردارد براي توجيه ضعف‌هاي موجود در حوزه مديريت خود، به تخريب و ز?رسؤال بردن آنچه ساير بخش‌هاي دولت از آنها به عنوان دستاوردهاي بزرگ ياد مي‌كنند، مي‌پردازد. وزير صنعت به راحتي رشد چشمگير شاخص بورس را طي چند هفته اخير، معلول بالا رفتن ارزش سهام شركت‌هاي پتروشيمي و… ارزيابي نموده و به اين ترتيب تمام آنچه وزير اقتصاد و مديران بورس طي چند هفته رشته بودند را پنبه مي‌كند. سخن بر سر صحت و سقم ادعاهاي وزير صنعت يا وزير اقتصاد نيست، سخن بر سر اين است كه چرا بايد روابط در دولت به گونه‌اي باشد كه يك وزير، مشكلات حوزه خود را با مقصر دانستن يا تخطئه وزير ديگر و عملكردش، پنهان كند؟ سخن بر سر اين است كه حتي اگر حق كاملاً با وزير صنعت است، آيا روش حل مشكلات درون ساختار دولت، اعلام آن در رسانه‌ها و براي افكار عمومي است؟ همانگونه كه گفته شد، متأسفانه اين نوع رفتار در دولت مسبوق به سابقه است؛ وزير امور اقتصادي و دارايي براي توجيه چالش‌هاي بازار ارز و سكه، رئيس كل بانك مركزي را مقصر و مسئول معرفي مي‌كند درحالي كه خود چندين ماه است، سمت رياست كميته ساماندهي بازار ارز را برعهده دارد يا در نمونه‌اي ديگر، رئيس‌جمهور براي شانه خالي كردن از پاسخ دادن به علت تعطيلي يك روزنامه، وزير ارشاد دولت خود را مقصر اعلام مي‌كند و با صراحت حكم به اشتباه بودن عملكرد وزير خود مي‌دهد و در عين حال هيچ اقدامي براي تصحيح اقدام او نمي‌كند و يا به اين سؤال كه در همان لحظه به اذهان راه يافت پاسخي نمي‌دهد كه اصولاً چرا به وزير خود اجازه چنين اقدامي را داده است؟ بي ترديد چنين رفتارهاي غيرمسئولانه‌اي از جانب مديران دولتي، پيامدهاي بسيار ناگواري براي سرمايه اجتماعي كشور خواهد داشت و لطمه عميقي به اعتماد عمومي به دولت خواهد زد. مردم مايل هستند مسئولان با آنها صادقانه برخورد كنند. افكار عمومي با مشاهده چنين رفتارهايي بيش از پيش به اين موضوع اعتقاد پيدا مي‌كند كه مديران دولتي وقتي طرح‌ها و ايده‌هايشان عملياتي نمي‌شود يا در حوزه تحت مديريت خود با مشكل مواجه مي‌شوند، به جاي پذيرش تقصيرها و ضعف‌ها روش فرافكني در پيش مي‌گيرند و غير از خودشان، همه را مقصر اعلام مي‌كنند. اينگونه مي‌شود كه بسياري از مردم دولت را به عدم پذيرش مسئوليت تصميمات و عملكرد خود متهم مي‌كنند و اعتماد عمومي نسبت به مديران اجرايي دچار لطمه و آسيب مي‌شود. تكرار چنين روش نادرستي از سوي مديران اجرايي درحالي است كه تجربيات متعدد و نمونه‌هاي مختلف به دفعات ثابت مي‌كند كه هرگاه مديران دولتي، مردم و جامعه را امين خود دانسته و مشكلات را صادقانه و شفاف براي افكار عمومي تشريح كرده اند، كمال همكاري و همدلي را از جانب مردم شاهد بوده‌اند. در مقابل، هرگاه رويكرد دولت‌ها پنهان سازي واقعيت‌ها، تجاهل نسبت به مشكلات و فرافكني تقصيرها بوده است، افكار عمومي اعتماد و اعتقاد خود را نسبت به صداقت و مسئوليت شناسي مديران دولتي از دست داده است. با تكيه بر همين واقعيت، به مديران دولتي توصيه مي‌كنيم به جاي فرافكني و پنهان سازي مشكلات مديريتي حوزه خود و نسبت دادن آن به عملكرد ديگران اعم از بخش‌هاي دولتي و خصوصي، در حد مقدورات و مصالح، مشكلات را به مردم بگويند و اين اطمينان خاطر را نيز به افكار عمومي بدهند كه تمام تلاششان را براي حل مشكلات به كار مي‌بندند و اجازه ندهند به جامعه اينگونه القا شود كه ميان مديران اجرايي رقابت و حسادت و… وجود دارد. در اينكه گراني لجام گسيخته موجب نگراني مردم به ويژه خانواده‌هائي كه حقوق ثابت مي‌گيرند شده، ترديدي وجود ندارد. كسي هم نمي‌تواند انكار كند كه مسئوليت مهار گراني‌ها برعهده مسئولان اجرائي و مجموعه دولت است. با توجه به اين واقعيت‌ها، فرافكني مسئولان نه تنها مشكلي را حل نمي‌كند بلكه موجب رنج روزافزون مردم و لاينحل باقي ماندن معضل گراني مي‌شود، ماده چركيني كه اگر امروز علاج نشود فردا دير است.