خرید بازی استرتژیک زمانی كه شادی نباشد خشونت پر رنگ می‌شود

سال‌ها بود كه خبر شرارت اراذل و اوباش در مناطق شهر تهران به‌خاطره‌ها پيوسته بود در آن سال‌ها اين‌كه هر محله‌اي براي خود يك عربده كش دارد موضوع تازه‌اي نبود با گذشت سال‌ها و به دنبال آن شروع فعاليت پليس 110 ته مانده‌هاي فعاليت اين افراد هم به‌خاطره‌ها پيوست. اما پس از گذشت سال‌ها از تجربه مشاهده خشونت‌هاي اين افراد انگار قرار است بار ديگر نگاه‌ها به ديدن خشونت‌هاي اينچنين روشن شود. پارك طالقاني تهران يكي از همين مناطق بود هنوز چند سالي از خبر قتل يك زن و تجاوز به دختران در اين پارك نگذشته بود كه خرداد ماه سال جاري عربده كشي شبانه اراذل و اوباش و شكستن شيشه ماشين‌ها ترس دوباره از اين منطقه را بازگرداند.نمونه اين مورد در خيلي از مناطق تهران در ماه‌هاي اخير ديده شده است. مرداد ماه هم در خيابان ديالمه 12 خودرو طعمه عربده كشي‌هاي اين هنجار شكنان شد. زماني كه خبر مرگ شهروندي در نتيجه اين ناهنجاري‌ها به گوش مي‌رسد همه به اين فكر مي‌كنند چه مي‌شود كه به فاصله چند ماه اين ناهنجاري‌ها اوج مي‌گيرند. قتل يك شهروند در خيابان شهيد مدني به دست يكي از همين افراد خبر آخر نيست.ديگر ماشين‌ها هم در خيابان دلخوشي از وجود اين افراد ندارند چه برسد به شهرونداني كه روزانه چند ساعت را درخيابان مي‌گذرانند. برخورد قهري با اين افراد تنها راه چاره‌اي است كه پس از وقوع چنين جرايمي به ذهن مي‌رسد اما پيش از آن هم راه‌هايي است كه مانع چنين تجربه‌هاي تلخي در جامعه مي‌شود راه‌هايي كه سلامت روان افراد جامعه را نشانه مي‌گيرد. سلامتي كه بيش‌تر كودكان بدسرپرست از نبود آن رنج مي‌برند.سلامت جسم مهم‌تر از سلامت روان شده استمديركل دفتر امور آسيب‌هاي اجتماعي در اين رابطه مي‌گويد: نمي‌توان با قطعيت گفت كساني كه پيش از اين بدسرپرست بودند به انجام چنين كارهاي خشونت آميزي دست مي‌زنند اما مي‌توان بخشي از آن را ناشي از همين موضوع دانست. رفتار خشونت آميز دلايل خود را دارد. رفتار خشن زماني رخ مي‌نمايد كه فرد تجربه يك ناكامي با خود داشته باشد. و به دنبال آن توانايي مديريت شرايط را نداشته باشد. سيد حسن موسوي چلك ادامه مي‌دهد:افعال خشونت آميز دلايل خاص خود را دارند كه بايد با نگاه‌هاي متفاوتي ديده شوند اين‌كه فرد مهارت حل مشكلات و مسائل پيرامون را نداشته باشد معمولا رفتارهايي خشونت آميز از خود نشان مي‌دهد. اين موضوع كه افراد سلامت رواني- اجتماعي نداشته باشند مسلما در رفتار تعاملي او با ديگران تاثير خواهد گذاشت افرادي كه دست به خشونت مي‌زنند به دليل ناتواني است كه در حل مسائل دارند و به دنبال آن در مواقع لزوم نمي‌توانند تصميم درستي اتخاذ كنند.او در ادامه معتقد است: بخش ديگري از دلايل بروز چنين مشكلاتي در جامعه به فشارهايي باز مي‌گردد كه با آن روبه‌رو هستيم، شكست در كارها، نا اميدي و افسردگي مي‌تواند به اين فشارها بيفزايد. در رابطه با مهارت‌هاي گفته شده بايد گفت كه آنها اكتسابي هستند و بايددر قالب آموزش ياد گرفته شوند. متاسفانه ما هنوز نياموخته‌ايم كه بايد در حوزه‌هاي اجتماعي سرمايه‌گذاري كنيم. موسوي چلك با بيان اين‌كه زماني كه شادي نباشد خشونت پر رنگ‌تر مي‌شودمي افزايد: در حوزه سياست‌گذاري اجتماعي به صورت جدي و در تمام ابعاد به كنترل اين آسيب‌ها پرداخته نشده است.متاسفانه هنوز آسيب‌هاي اجتماعي دغدغه جدي در جامعه به شمار نمي‌رود و برخوردها با اين آسيبها به صورت ضربتي صورت مي‌گيرد در حالي كه آسيب‌هاي موجود ضربتي به وجود نيامده است كه بخواهيم با رويكرد ضربتي به آنها بپردازيم و بايد در سياست‌گذاري اجتماعي، آسيب‌ها را به عنوان يك واقعيت اجتماعي پذيرفت. او با تاكيد براهميت دادن به سلامت روان جامعه مي‌افزايد: در جامعه ما سلامت جسم مورد توجه قرار گرفته و همه امكانات براي مديريت و كنترل سلامت جسم است در حالي كه بايد رويكرد ما به سوي رويكرد سلامت فكري باشد زيرا جامعه‌اي كه مردم از سلامت اجتماعي و رواني برخوردار نباشد، آن جامعه، جامعه سالمي نخواهد بود.غفلت در توجه به موضوعات اجتماعيمديركل دفتر امور آسيب‌هاي اجتماعي مي‌افزايد: يك غفلتي در توجه به موضوعات حوزه اجتماعي وجود دارد كه نتيجه اين غفلت امروز خود را نشان مي‌دهد اين نيست كه آسيب‌هاي اجتماعي از جمله خشونت يك شبه خود را نشان دهد اين آدم‌هايي كه امروز دست به خشونت مي‌زنند 25 سال قبل يك ساله بودند. موسوي چلك مي‌افزايد: براي آن‌كه بتوانيم فرزنداني با جامعه‌پذيري بالا پرورش دهيم و داراي سرمايه اجتماعي باشند بايد از پيش برنامه‌ريزي كنيم درحالي كه عموما در سياست‌گذاري‌هاي ما امور اجتماعي مورد غفلت است و اين مشكلات خروجي همين غفلت‌ها است.او در رابطه با نحوه برخورد با آسيب‌هاي اجتماعي معتقد است: به نظر من تنوع‌پذيري آسيب‌ها به گونه‌اي است كه بايد رويكردي آينده نگر در سياست‌گذاري اجتماعي به موضوع آسيب‌ها داشته باشيم. اگر رويكرد پيشگيري از جرم را تقويت كنيم و مداخلات رواني و اجتماعي قبل از مداخلات قضايي صورت پذيرد، ديگر نيازي به مداخلات قضايي نخواهد بود. موسوي چلك ادامه مي‌دهد: از طرفي در سياست‌گذاري اجتماعي بايد به سمت تقويت هويت فرهنگي، قومي، ملي و ديني حركت كرد.تمام برنامه‌ريزي‌ها بايد حول محور كنترل رشد آسيب‌ها باشد و اين به عزم ملي و باور مشكل نياز دارد. آسيب‌هاي اجتماعي با رويكرد سياسي، قضايي و انتظامي حل نمي‌شود، البته نمي‌توان نقش اين دستگاه‌ها را بي‌اهميت شمرد اما بايد مشكلات اجتماعي را به دستگاه‌هاي اجتماعي سپرد. او مي افزايد: تا زماني كه دستگاه‌ها يكدل و هماهنگ در كنار هم قرار نگيرند و از ظرفيت‌هاي متقابل استفاده نكنند، آسيب‌هاي اجتماعي تحت كنترل در نمي‌آيند.بايد در جامعه سلامت روان را تقويت كنيم و مردم از سلامت رواني برخوردار باشند و اگر اين موضوع تقويت شود رفتار‌ها خشونت بار كمتر خواهد شد. افزايش خشونت ناشي از كاهش سلامت رواني جامعه است و نمي‌توان كتمان كرد كه فشارهاي مختلفي كه در حوزه‌هاي مختلف بر مردم مي‌آيد باعث اين كاهش سلامت بوده است. لزوم اتخاذ راهكارهاي اساسي در جلوگيري از ظهور و بروز چنين خشونت‌هايي مدت‌ها قبل از سوي كارشناسان حوزه اجتماعي پيش بيني شده بود اما همچنان راهكاري اساسي نشان داده نشده و برخوردهاي قضايي تنها راه مقابله با اين خشونت‌ها است.تاثير تحريكات خارجي در بروز برخي خشونت‌هاحسين مظفر عضو كميسيون اجتماعي مجلس هم به بيان ابعاد مختلفي كه زمينه بروز اين خشونت‌ها را در جامعه فراهم كرده مي‌پردازد. اين نماينده مجلس مي‌گويد: بخشي از اين اتفاقات ناشي از مسائل فرهنگي جامعه و ريشه در باورها و اعتقادات افراد خشن دارد و بخش ديگر به مسائل اقتصادي بازمي گردد كه افراد در مواجهه با مشكلات اقتصادي برا ي خلاصي از درد و رنج مشكلات دست به اعمال خشونت آميز مي‌زنند. اين عضو كميسيون اجتماعي مجلس ادامه مي‌دهد:نبايد از اين موضوع غافل بود كه اكثر اين خشونت‌ها از جانب جوانان زير 25 سال انجام مي‌شود افرادي كه در اوج غرور قرار دارند و مي‌خواهند در جامعه خودي نشان دهند آنها براي خودنمايي و جلب‌توجه سعي مي‌كنند وضعي ويژه براي خود در جامعه ايجاد كنند. ايجاد شكاف‌ها، اختلافات خانوادگي و طلاق يكي ديگر از دلايلي است كه به گفته حسين مظفر مي‌تواند عاملي در بروز خشونت‌هاي اجتماعي باشد.او معتقد است: بيكاري، انزوا و سرخوردگي از دلايل ديگري است كه جوانان را به انجام اعمال هنجار شكن تحريك مي‌كند. مظفر وجود تحريكات خارجي و علت‌هاي سياسي را نيز در بروز برخي از اين خشونت‌ها موثر مي‌داند.منبع: ملت ما