خرید بازی استرتژیک خريد سه دانگ خانه انگيزه قتل زن تنها

راز مرد جنايتکار که به خاطر اختلاف حساب بر سر سه دانگ خانه زن تنها را به قتل رسانده بود فاش شد. در ساعت 20 روز شانزدهم خرداد 91 از طريق مرکز فوريت‌هاي پليسي 110، وقوع يک فقره فوت مشکوک در خيابان آزادي ـ خيابان نوفلاح به کلانتري 129جامي اعلام شد.
 به گزارش مردم سالاری با حضور مأموران کلانتري و انجام بررسيهاي اوليه مشخص شد پيرزني به هويت «مريم . ن» ( 81 ساله ) بر اثر ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده است.
 با اعلام خبر «قتل عمد» به قاضي کشيک ويژه قتل و پليس آگاهي، عوامل تشخيص هويت و تيم بررسي صحنه اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ در محل حاضر و با تشکيل پرونده مقدماتي و به دستور قاضي رسولي، بازپرس شعبه پنجم دادسراي امور جنايي تهران، پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار کارآگاهان اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت .
 با آغاز تحقيقات در خصوص نحوه کشف جسد، کارآگاهان اداره دهم اطلاع پيدا کردند که يکي از دوستان خانوادگي مقتوله پس از عدم پاسخگويي پيرزن به تماس‌هاي مکرر تلفني اعضاي خانواده و بستگان، براي سرکشي به درب منزل پيرزن مراجعه و به واسطه اظهارات يکي از همسايگان مبني بر به مشام رسيدن بوي زننده از داخل خانه پيرزن، خود را به پشت پنجره در طبقه دوم ساختمان رسانده و از پشت پنجره مشرف به کوچه با جسد پيرزن مواجه و بلافاصله با آتش‌نشاني و 110 تماس گرفته است . در ادامه و با حضور مأموران آتش‌نشاني و کلانتري در محل، مأموران ضمن ورود به داخل خانه و انجام بررسي‌هاي اوليه ي جسد با آثار متعدد ناشي از ضربات جسم تيز بر روي سينه‌و‌شکم پيرزن (‌هشت‌ضربه‌) روبرو شده و با توجه به شواهد و قرائن بدست آمده مبني بر وقوع جنايت بلافاصله موضوع به پليس آگاهي اعلام مي‌شود .
 در ادامه تحقيقات، کارآگاهان اطلاع پيدا کردند که پيرزن بعد از فوت همسرش به تنهايي در اين خانه زندگي کرده و تنها داراي دو برادر و يک پسر است که آنها نيز شهرستان زندگي مي‌کنند؛ بنا بر اظهارات همسايگان، مقتوله دائما براي زيارت و يا تفريح در مسافرت بوده و آخرين بار نيز قصد داشته تا به همراه يک تور مسافرتي و براي گردش به استان‌هاي شمال غرب کشور مسافرت داشته باشد.
 با بررسي محل سکونت مقتوله، کارآگاهان اطلاع پيدا کردند که هيچکدام از اسباب و وسايل گران قيمت و حتي وجوه نقد داخل منزل به سرقت نرفته و قاتل يا قاتلين بدون هرگونه اجبار و يا درگيري وارد منزل شده‌اند؛ با توجه به دلايل و شواهد بدست آمده، کارآگاهان به تحقيق از همسايگان، دوستان، اطرافيان و آشنايان پيرزن پرداخته و سرانجام در تحقيقات پليسي از اين افراد موفق به شناسايي فردي به هويت «هدايت . ش» ( 64 ساله ) شدند که بنا بر اطلات بدست آمده، آخرين بار در هنگام خروج از خانه پيرزن مشاهده شده و پس از آن نيز پيرزن پاسخگوي تماس‌هاي تلفني اعضاي خانواده اش نبوده است.
 با شناسايي هويت «هدايت . ش» و محل سکونت وي در اسلامشهر، کارآگاهان در ساعت 9:30 روز 29 مهر 91 وي را دستگير، با وجود انکار اوليه و ادعاي بي اطلاعي از مرگ پيرزن، با توجه به دلايل و مدارک بدست آمده در کمتر از يک ساعت پس از دستگيري به ناچار لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنايت اعتراف کرد.
 متهم در خصوص انگيزه خود به کارآگاهان گفت: «من در زمينه نقاشي ساختمان مشغول به کار هستم و در حدود 5 سال پيش بود که به واسطه رنگ زدن منزل مقتوله با وي آشنا شده بودم؛ زمانيکه در منزل پيرزن مشغول کار بودم، وي اظهار داشت که قصد فروش خانه اش را دارد و به همين علت تصميم دارد تا پس از بازسازي و رنگ زدن ساختمان، نسبت به فروش آن اقدام کند؛ وقتي متوجه شدم که اين پيرزن قصد دارد تا تنها براي نياز به مبلغ 25 ميليون تومان اقدام به فروش خانه کند و در آن زمان حدودا همين مقدار پول را پس انداز کرده بودم، تصميم گرفتم تا پيشنهاد خريد نيمي از خانه را به پيرزن داده تا اولا در زمينه خريد خانه سرمايه گذراي کرده و ثانيا پيرزن نيز مجبور به فروش خانه نشود؛ به همين علت پيشنهاد خريد سه دانگ خانه را به پيرزن داده و قرار شد تا پس از اجاره واحد طبقه اول، اجاره آنرا نيز هر ماه به صورت مساوي بين خود تقسيم کنيم؛ پس از توافق، مبلغ 25 ميليون تومان را به پيرزن داده و قرار شد تا وي نسبت به انتقال نيمي از سند خانه به نام من اقدام کند اما هر بار و به بهانه‌هاي مختلف اين کار به زمان ديگري مي‌افتاد تا اينکه در حدود 5 سال از اين موضوع گذشت و خيلي دفعات که به درب منزل پيرزن مراجعه مي‌کردم، همسايگان و يا مستأجر طبقه اول عنوان مي‌کردند که او در مسافرت است و در تهران و يا ايران نيست « . متهم در خصوص روز جنايت نيز به کارآگاهان گفت:‌ « در ساعت 9:30 روز نوزدهم ارديبهشت 91 به درب منزل مقتوله مراجعه و به داخل خانه رفتم؛ مجددا در خصوص انتقال سه دانگ خانه با او صحبت کردم که ناگهان او اظهار داشت که او قصد انتقال سه دانگ خانه را ندارد؛ من نيز که از رفتار او خيلي عصباني شده بودم چاقويي را در آشپزخانه برداشتم و چندين ضربه به شکم و سينه وي زدم و بلافاصله از صحنه متوراي شدم « . سرهنگ کارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت:‌ « با توجه به اعتراف صريح متهم، قرار بازداشت موقت از سوي مقام محترم قضايي صادر و متهم جهت انجام تحقيقات تکميلي در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفته است » .